پرسیم عشق چیست ؟ گفت اتش است
گفتم مگرآنرا دیده ای؟گفت نه در ان
سوخته ام
روزگاریست در این کوچه گرفتار توام
با خبر باش که در حسرت دیدار توام
گفته بودی که طبیب دل هر بیماری
پس طبیب دل من باش که بیمار توام
کاش
کاش قلبم درد پنهانی نداشت
کاش سینه ام هرگز پریشانی نداشت
برگ های اخر تقویم عشق حرفی از
یک روز بارانی نداشت
کاش میشد راه سخت عشق را بی خطر
پیمود و قربانی نداشت
یا رب
به نام انکه رب العالمین است
حکیم اسمانها وزمین است
به نام انکه نقشی بر جهان دارد
زبان ناطقی بر هر دهان
به نام انکه به من گفتن اموخت
به نام انکه به دستم با قلم بنوشتن اموخت
زندگی
هرکس غم بخورد می بازد دوستی کلامیست
که کهنه نمی شود و نمی پوسد
دوستی ایین مقدسی است که همواره پا بر جای
می ماند
و کهنه نمی شود
تنهاي
من در تنهاي دور از تو
وتا شامگاهان به تو اي
ستاره اميدم خيره مي شوم
وسپيده دم اماده ديدارت
در باغ عشق خبر از ت
غصه دار تو برايم باز
ته باغ عشق منتظرت
گردي من به گلهاي ته باغ
را به موسيقي جان ودل
برايت باز مي گويم وبا
و از ديدن تو به پرواز در مي ايم
دوست دارم دستت بگیرم اما کی ؟
=کاش =
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو
هرگز زندگی زیبا نبود اگه تا روز قیامت داشتنت
نباشه قسمت چشم براه تو میمونم
با دلی پر از صداقت
تومیروی و من فقط
براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است...